طرح منحصر به فرد سیر و سلوک عرفانی در منظومه هفت پیکر نظامی گنجوی

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه زنجان

2 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زنجان

4 دانشیاردانشگاه زنجان

doi
10.29252/kavosh.2023.16117.3015
چکیده

نظامی از معدود شاعرانی است که با اشراف به ساحت‌های گوناگون سخن، توانسته در مرز میان ادبیّات عرفانی و غنایی، اقلیمی خاص برای خود برپا سازد تا الگوی همیشگی این نوع ادبی بعد از او واقع شود. نگاهی به منظومة هفت‌پیکر از منظر نمادشناسی عرفانی و بازکرد رمزهایی که خود راوی به کنایه و بعضاً به تصریح به ما می‌دهد، کلّ داستان را فضایی سخت عرفانی می‌بخشد. امری که تا به حال علی‌رغم پاره‌ای کوشش‌ها و تحلیل‌های کلّی چندان توجّهی بدان نشده است و عمدۀ پژوهش‌ها بر این تأکید دارند که هفت‌پیکر، متنی غنایی-داستانی است و مباحث عرفانی به صورت پراکنده و در پس زمینۀ آن قرار دارد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی در پی بازکرد مفاهیم چندلایه‌ای است که راوی در سیر این داستان نهاده است تا بر اساس آن بتوان به صورتی مستدل و با تشریح جزئیات، ابعاد عرفانی و شیوة منحصر به فرد آن را در طرحی از سیر و سلوک عرفانی هویدا کرد. نتایج این پژوهش نشان‌می‌دهد نظامی در این منظومه که از ساحت بیرونی جهان آغاز می‌شود و در فرآیندی رمزآلود به درون می‌گراید و تمام نشانه‌های مهم روایی را در خدمت تحوّلی معنوی و معنایی قرار می‌دهد، ضمن حفظ لایۀ اوّلیه، طرحی خاص و منحصر به فرد از سلوک عرفانی را پی انداخته است.