سعدی در مصاف حجاج بن یوسف ثقفی؛ حکایتی از بوستان و درنگی در ریشه‌های تاریخی آن

نویسندگان

1 استاد دانشگاه شیراز

doi
10.29252/kavosh.2023.19325.3343
چکیده

در باب اول بوستان سعدی حکایت «نیک‌مردی» دیده‌می‌شود که اکرام حجاج یوسف نکرده‌است. بافت حکایت نشان می‌دهد که سعدی رخدادی تاریخی را به تصویر کشیده‌است. جز نام حجاج، دیگر اشخاص و اجزای ماجرا در هاله‌ای از ابهام و نهفتگی است. گفت‌وگوی حجاج و نیک‌مرد فرجامی جز مرگ خونبار در پی‌ ندارد، رد پایی است که می‌توان به یاری آن در سوانح زندگی حجاج فرو رفت و چند و چون حکم قتل نیکمرد را بیش‌تر واجست.حجاج از کارگزاران خشن‌رفتار اموی است که دست‌کم به مدت بیست سال (از حدود 75 تا 95 ه.ق) بر قلمرو گستردة عراق و شرق خلافت اموی با خشونتی بی‌امان فرمان‌رانده و در سرکوب تمامی جنبش‌های ضد اموی، پیشتاز بوده‌است. از قرائن تاریخی و هم‌آوایی آن‌ها با اجزای حکایت، از جمله مناظرة حجاج و سعید بن جبیر، خشم شدید دستگاه خلافت علیه وی و فرمان دستگیری او در مکه و سرانجام کشتنش به فرمان حجاج، چنین برمی‌آید که «نیک‌مردِ» حکایت، سعید بن جبیر از تابعین نام‌آور جهان اسلام است. تصرّفات شاعرانة سعدی در لایه‌های روایت، خنده و گریه سعید بن جبیر در واپسین دم و این که قتل هیچ‌یک از محکومین، با پیش‌درآمد مناظره همراه نبوده‌است، نشان می‌دهد که جایگزین کردن «نیک‌مرد» به جای سعید بن جبیر، در حکایت شیخ بی‌بنیاد نیست.