«گودرز» در روایتهای عامیانه شاهنامه و طومارهای نقالی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی ؛ دانشکده علوم انسانی ؛ دانشگاه آیت الله ا بروجردی ؛ بروجرد
doi
10.29252/kavosh.2023.20051.3415چکیده
در شاهنامه فردوسی، گودرز پسرِ کشواد، یکی از پهلوانان نامداری است که برای نخستین بار در داستان جنگ مازندران ظاهر میشود و پس از همراهی با پهلوانان ایرانی در نبرد با تورانیان و اَنیرانیان و حتی کشتهشدنِ بسیاری از فرزندان و نبیرگانش در این راه، در ابتدای پادشاهی لهراسب، از صحنه داستان کنار میرود. گودرز که در شاهنامه نزدیک به هفتاد نقش را ایفا میکند، سرداری است توانا، عاقبتاندیش، خردمند و انتقامجو، که او را میتوان پس از رستم، یکی از برجستهترین پهلوانان شاهنامه به حساب آورد. نقش گودرز در طومارهای نقّالی و روایتهای عامیانه و شفاهی شاهنامه، بسیار بزرگتر و مهمتر از شاهنامه است و خویشکاریهایی را به انجام میرساند که پیشتر در ادب حماسی، ذکری از آنها به میان نیامده است. نگارنده در این جستار بر آن است تا با بررسی مجموعه روایتهای نقّالی و شفاهی شاهنامه، از آغازِ تولّد تا پایانِ زندگی گودرز را به تصویر بکشد و روایتها و اشاراتی را که دربارة زندگی و خویشکاریهای او آمده و در شاهنامه و ادب پهلوانی، بیپیشینه و بدیع است، نشاندهد. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که برخلاف شاهنامه فردوسی که پایان کار گودرز در هاله ای از ابهام است، در این روایت ها به توصیف تراژیک پایان کار گودرز پرداخته شده است.