تحلیل ِ کاربردِ ساز بربط در شعر فارسی بر اساس سبک‌شناسی پیکره ای

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

2 دانشیار دانشگاه قم

doi
10.29252/kavosh.2024.19810.3391
چکیده

پیوند موسیقی و شعر از دو منظر درخور توجّه است: نخست مبحث آهنگ و توازن ­های مختلف کلام است که ساحت موسیقایی شعر را می ­سازد؛ دیگر کاربرد آلات و اصطلاحات موسیقی در شعر است. شاعرانِ ادوار مختلف با استفاده از نام سازها و اصطلاحات موسیقایی، تصاویر و معانی گوناگونی را خلق‌کرده ­اند. ساز بربط از جمله آلات موسیقی است که شعرای فارسی­ گو از عصر رودکی تاکنون به انحای مختلف آن را در سروده­ هایشان به کار گرفته­ اند و تصاویر و معانی و پیوندهای واژگانی بسیاری را عرضه‌کرده­ اند که تحلیل تطّور آن از منظر سبک‌شناسی، می ­تواند خلاقیت یا تقلید سرایندگان مختلف را نشان‌دهد. از این رو، در پژوهش حاضر، پیکره ­ای از 79 شاعر مشتمل بر پنج بخش و 360 بیت را تشکیل داده ­ایم و به روش ساختاری و تحلیل محتوا به توصیف و تحلیل تصاویر ساز بربط پرداخته­ ایم. نتایج پژوهش نشان‌می­ دهد قرن ششم تا هشتم هجری قمری نقطۀ اوج تصویرسازی و معنا‌آفرینی با این ساز کهن است. بیشترین کاربرد این ساز در دستگاه بلاغی است. پیوندهای واژگانی در مرتبة دوم قرار دارد. هم‌چنین تأویلات معنایی و مضمون‌پردازی با بربط در ادوار مختلف شعر فارسی دیده می‌شود. در میان شاعران همة ادوار، خاقانی هم از نظر بسامد ابیات مشتمل بر بربط و هم از نظر کاربردهای خاص، بیشترین کاربرد متنوّع را داراست.