«کسب» و «ترک» در متون منثور عرفانی تا پایان قرن هفتم (ﻫ .ق.) بر اساس مقتضیات حال و مقام
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
3 استادزبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد
doi
10.29252/kavosh.2023.19233.3332چکیده
کسب و کار و ترک آن از مباحث مورد اختلاف نزد صوفیان است. در قرآن و احادیث و سیرۀ نبوی بر کسبکردن تأکید شدهاست. برخی از عرفا طبق سنت پیامبر گرامی اسلام (ص) بر کسبکردن و برخی دیگر بر ترک آن تأکید داشتهاند. از آنجا که صوفیان دربارۀ کسب و کار یا ترک آن نظریات و عقاید متفاوتی دارند، به گونهای که برخی کسب را ترجیح نهاده و برخی ترک را، این مقاله بر آن است تا در حد مقدور، به تحلیل کسب و ترک آن در امّهات متون عرفانی بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که مقتضای حال و مقام سالک در بحث کسب و ترک چگونه است؟ روش تحقیق در این گفتار، اسنادی-کتابخانهای و از نوع توصیفی-تحلیلی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سالک (مرید) و عارف برحسب مقتضای حال یا مقامی که در آن قرار داشته به کسب و یا ترک کسب اهتمام ورزیده و اختلافنظر دربارۀ تأکید بر کسب و یا ترک آن در کتب صوفیه از همین مسأله ناشی شده و نیز ترک کسب و توکّل از مقتضیات حال سکر و مقام فناست.