بررسی و تحلیل فراخوانی شخصیت‌ها و روایات اسطوره‌ای-حماسی در شعر زنان افغانستان

نویسندگان

1 استاد دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ تعلیم و تربیه، دانشگاه جوزجان، افغانستان

3 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)

doi
10.29252/kavosh.2023.19561.3372
چکیده

اسطوره، از استعاره­ گونه­ هایی است که به دلیل برخورداری از ویژگی تکرارپذیری و ماهیت بینامتنی، همواره در آثار منظوم و منثور فارسی بازتولید شده و شاعران به یاری این عنصر تصویرساز به توسعۀ معنایی و زیباشناختی آثار خود پرداخته­ اند. شخصیت ­های اسطوره ­ای در عصر حماسی از نقش ایزدی، به شکل پهلوان حماسی درآمده و شخصیت اسطوره­ ای-حماسی یافته­ اند. به همین سبب، بسیاری از شخصیت ­ها و روایات حماسی پیشینۀ اسطوره ­ای دارند که در روزگار پسین از عالم اسطوره به شکل حماسه درآمده و دست­خوش تغییر و دگردیسی شده ­اند. گسترۀ بازتولید شخصیت­ ها و روایت ­های اسطوره ­ای-حماسی در شعر زنان افغانستان ایجاب می­ کند تا در این خصوص پژوهش شایسته انجام شود. به همین دلیل، نوشتار حاضر تلاش دارد بازتاب شخصیت­ ها و روایات اسطوره­ای-حماسی را در شعر زنان افغانستان، با تکیه بر اشعار خالده فروغ (1351)، لیلا صراحت‌روشنی (1337-1383) و لیلا کاویان (1329-1376)، به روش توصیفی-تحلیلی، مبتنی بر آرای بینامتنی ژرار ژنت، بررسی و تحلیل کند. یافته­ های این پژوهش نشان می­ دهد که بانوان شاعر معاصر افغانستان عناصر اسطوره ­ای-حماسی را با کارکردهای الگوسازی، تقویت روحیۀ جنگاوری، بیان عظمت و بزرگی، توصیف و فضاسازی، توبیخ و ملامت، ایدئولوژیک، بیان اهمیت، تصویرسازی و مضمون ­آفرینی به گونه ­های تلمیحی، تشبیهی و اشاری بینامتنیت ضمنی و ارجاعِ بینامتنیت صریح بازآفرینی کرده ­­اند. این شاعران، به یاری عناصر اسطوره ­ای-حماسی مفاهیم اجتماعی، ایدئولوژیک و عاشقانه را بازتاب داده، استبداد سیاسی نظام سلطنتی کشور را نکوهش و اوضاع اجتماعی در دوران جنگ ­های داخلی را توصیف کرده­ اند.