مقایسه پتانسیل توسعه فروچالههای کارستی در بخشهایی از زاگرس مرتفع و چینخورده مطالعه موردی: پرآو-بیستون و کبیرکوه
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیای طبیعی ، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، ایران.
doi
10.22034/gmpj.2024.408100.1447چکیده
فروچالههای کارستی به عنوان یکی از مهمترین لندفرمهای کارستیک نقش بسیار مهمی در تغذیه ابخوانهای کارستی دارند. عوامل متعددی در سرعت تشکیل و توسعه این اشکال انحلالی دخیل هستند. در این پژوهش به منظور شناسایی نقش عوامل مهم در توسعه فروچالههای کارستی، دو توده کارستی پرآو-بیستون (زاگرس مرتفع) و کبیرکوه (زاگرس چینخورده) مورد مقایسه قرار گرفتهاند. به منظور تعیین وزن هر لایه مورد مطالعه در پتانسیل توسعه فروچالههای کارستی از روش AHP اصلاح شده استفاده شده است. نتایج بررسی پتانسیل توسعه فروچالههای کارستی نشان میدهد که 35/68 درصد از توده پرآو-بیستون و 33/53 درصد از توده کبیرکوه دارای پتانسیل متوسط به بالا از نظر توسعهیافتگی فروچاله-ها هستند. نتایج نشان میدهد که توده پرآو-بیستون و کبیرکوه از نظر عوامل بارش، ارتفاع، شیب، سنگ-شناسی و جهت شیب وضعیت تقریبا مشابهی دارند. بیشترین امتیاز برای لایه سنگشناسی، طبقه حاوی آهک ضخیم لایه در هر دو توده میباشد. بررسی وضعیت لایههای دما، تراکم گسل و پوشش گیاهی بیانگر تفاوت بارز این لایهها است به طوری که توده پرآو-بیستون از نظر دما وضعیت مناسبتری برای توسعه فروچاله کارستی دارد. ارتباط مکانی گسلها و پهنههای توسعه فروچالههای کارستی در توده پرآو-بیستون، بسیاز زیاد ولی در توده کبیرکوه، بسیار ضعیف است. پوشش گیاهی در توده کبیرکوه نقش بیشتری در توسعه فروچالههای کارستی دارد. در مجموع میتوان گفت که توده پرآو-بیستون به عنوان بخشی از زاگرس مرتفع، پتانسیل بالاتری در توسعه فروچالههای کارستی دارد که مربوط به تراکم بالای گسل و شکستگی آن نسبت به توده کبیرکوه است.