مقایسۀ ذهنیّت غنایی نظامیگنجوی وخواجویکرمانی با تکیه بر«لیلی و مجنون وگل و نوروز»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
2 استادیار زبان وادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی ، همدان، ایران
3 استادیار زبان وادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی ، همدان، ایران
doi
10.29252/kavosh.2023.19386.3350چکیده
موضوع این مقاله بحث و بررسی دربارۀ مقایسۀ ذهنیّت غنایی نظامی گنجوی در منظومۀ «لیلی و مجنون» و ذهنیّت غنایی خواجویکرمانی در منظومۀ «گل و نوروز» است. تحوّل شگرف ذهنیّت غنایی در این دو اثر، ناشی از آمیختگی ذهن شاعر و مخاطب است. چیره دستی نظامی در منظومۀ «لیلی و مجنون» بین منظومه های سنّتی غنایی ادبیّات فارسی مثال زدنی است. با این حال، منظومۀ «گل و نوروز» خواجو نیز در قالب مثنوی با محتوایی غنایی و عاشقانه در ادبیّات فارسی جایگاه رفیعی دارد. در شرح مطالب مقاله سه مبنای محتوایی این پژوهش اینگونه آمدهاست: 1) ذهن وشخصیّت اثرگذار غنایی هر دو شاعر؛ 2) ارائة محتواییعاشقانه که به تربیت انسانی ختم می شود؛ و 3) برداشت ذهنی مخاطب از منظومه ها؛ که محورهای اصلی این مقاله به شمار می آیند. وفاداری در عشق، بنمایۀ اصلی این دو منظومه است و با ماهیتی غنایی، هر دو شاعر به مضمونی آموزنده و حکیمانه اشاره دارند. احساسات و عواطف درونی شاعر که در این دو منظومه برای مخاطب به صورت ملموس درک می شود، بررسی و تحلیل شده اند. عناصر محتوایی دو منظومه بر پایۀ عشق به تربیت و تکامل انسانی استوار است. بنابراین در این مقاله مضامین، افکار و دیدگاه های دو اثر بررسی شده است و میزان تأثیر آنها بر تعلیم و تربیت با ذهنیّت مخاطب مشاهده می شود. در منظومۀ «لیلی و مجنون» تغنیّات درونی وجود دارد که در مثنوی «گل و نوروز» مانند آن را مشاهده نمی کنیم. اکثر مضامین غنایی در این دو مثنوی مشترک هستند و در مواردی هم اختلاف وجود دارد که گاهی این اختلافات برجسته به نظر می رسد.