گستاخی دیوانگان در برابر خدا، ترجمان اندیشه های عطار( زمینه ها و علل)

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی.دانشگاه اصفهان. اصفهان. ایران

doi
10.29252/kavosh.2023.18916.3301
چکیده

داستان گستاخی دیوانگان در برابر خدا اگرچه قبل از عطار هم سابقه داشته است اما در آثار وی به طور خاصی برجسته شده است. در حقیقت، این گستاخی دیوانگان و پرسش ­های بی‌پاسخ آنان و اعتراض به دستگاه آفرینش پرسش­ هایی است که پیوسته ذهن عطار را گرفتار خود می­ کرده است. این از جهت فکری به دلیل نوع نگرش کلامی او و از جهت سیاسی و اجتماعی نتیجه آشوب‌ها و فتنه‌ها و حوادثی است که در روزگار حیات، بخصوص هنگام نوجوانی او، رخ داده و جان بسیاری از مردم را گرفته است. اگرچه این موضوع در آثار شاعران و نویسندگان قبل از عطار کم و بیش دیده می­ شود اما در شعر عطار برجستگی خاصی پیدا می­ کند به طوری که اگر این سخنان از زبان مجانین نقل نمی­ شد یا کسانی بجز صوفیه آن را بیان می­کردند قطعاً با تکفیر روبرو می­ شدند -چنانکه خیام را به دلیل برخی از رباعیات، اهل ضلالت دانستند. این پژوهش که به صورت اسنادی و کتابخانه ­ای و تحلیل محتوا، انجام گرفته درصدد یافتن این پرسش‌هاست که اوّلاً، زمینه ­های پدیدآمدن این نوع نگرش در ذهن و اندیشه عطار چه بوده است؟ ثانیاً، آیا اگر کسانی بجز عطار چنین سخنان گستاخانه ­ای را حتی از زبان دیوانگان نقل می­ کردند صوفیه آنان را تکفیر نمی­ کردند؟ بر اساس این پژوهش مشخص می‌شود که اینها دغدغه­ های ذهنی و اندیشه های درونی خود عطار بوده است؛ اما برای رهایی از وجدان خویش و تکفیر دیگران آن را از زبان دیوانگان در شعر خویش بیان کرده است.