جایگاه و فلسفه علم کلام در ساحت اندیشه غزالی
نویسندگان
1 دانشگاه یاسوج
2 دنشگاه فردوسی مشهد
3 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/philosophy.v46i1.19423چکیده
هرچند غزالی آشکارا از فلسفه کلام سخنی به میان نیاورده است اما مولفههای آن را می توان در آثار وی پیداکرد؛ ازجمله، اوغایت کلام را، صیانت دین و عقیده تحقیقی یا تقلیدی دیندار، جلوگیری از ورود شبهه و تردید وپاسخ به آن و تدارکِ غایتِ قصوای کلام (سعادت)، میداند؛ جایگاه علم کلام درنظر او، گاهی، ابزاری و ثانوی وزمانی، علم کلی با ارزش ذاتی میباشد. از آنجائی که موجود، منحصر در خدا و ماسوی الله است و ماسوی، چیزی جز آیات آفاقی و انفسی خداوند نیست پس موضوع علم کلام در نهایت «وجود بماهو وجود» ومسائل آن، صفات ذاتی وجود میداند. به نظر وی، ایمان، تشکیکی بوده وحفظ تمامی مراتب آن واجب است لذا تکثر در شیوه و روش، از جمله روشِ عقلی برهانی، عقلی جدلی، نقلی، شهودی (وجدانی)، تجربی، موعظهای، تقلیدی و... با رویکرد اقناعی وصیانت بخشی را توصیه میکند. او تعریف کلام را مبهم و چند وجهی رها میکند. تفصیل مطلب را باید در تضاعیف نوشتار جستجو کرد.