اعتبار در پژوهش‌های پدیدارشناختی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی تهران، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی تهران، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی- سیاست‌گذاری فرهنگی، دانشکدۀ ادبیات و علوم‌انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22034/jsi.2024.2012197.1678
چکیده

دغدغه‌ی این مقاله مسائل مربوط به «اعتبار» در پژوهش پدیدارشناختی است. پدیدارشناسی کوششی برای غنابخشیدن به جهانِ تجربه است و در طول سالیان از تأکید صرف بر «توصیف محض» به تمرکز بر تفسیرِ تجربه گذر کرده است. پدیدارشناسی توصیفی تضمین می‌کند که شناخت به دست آمده می‌تواند پدیده را به همان شکلی منعکس کند که مشارکت‌کنندگان اولین بار تجربه‌اش کرده‌اند. در مقابل، هدف پدیدارشناسیِ تفسیری مشخص‌کردن آن دسته ازمعنا‌های پدیده است که مشارکت‌کنندگان در ذهن دارند. پدیدارشناسان توصیفی مسئله‌ی اعتبار را به شکل‌های متفاوتی نگریسته‌اند: (۱) اینکه توصیف اساسیِ پدیده بتواند ذات شهودشده را به‌درستی ثبت کند؛ (۲) برای بررسی تحلیل‌های پدیدارشناختی بتوان از وارسی‌خبرگان بهره برد؛ (۳) بازگشت به مشارکت‌کنندگان. از سوی ‌دیگر، در پدیدارشناسی تفسیری مسئله این است که آیا تفسیرهای پدیدارشناختی‌ِ مرتبط با ساختارهای معناییِ زیربناییِ توصیف‌ها معتبرند و مضمون‌ها و بینش‌های برآمده از توصیف‌ها مناسب و بدیع‌هستند؟