تبیین نظری مبانی توسعة میانافزا و رویکردهای رویهای آن
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی دانشگاه خوارزمی
2 دانشجوی دکترای طراحی شهری دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشیار، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس
4 دانشجوی دکتری برنامه ریزی شهری و منطقه ای دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22111/gaij.2017.3231چکیده
پس از دهة 70 میلادی، واکنشهای شدیدی نسبت به رشد و گسترش بیرویة شهرها، بعد از جنگ جهانی دوم آغاز شد و راهبرد «توسعة درونزا» برای مقابله با این مشکل شکل گرفت. در این بین، «توسعة میانافزا» که زیرمجموعهای از جنبش رشد هوشمند است، سادهترین راهبرد برای تحقق توسعة درونزا محسوب میشود. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و برمبنایِ مطالعة متون نظری و کاربستی انگاشتهای مذکور در ادبیات جهانی، پیش میرود. در این پژوهش، ابتدا تعریفی اجمالی از مفهوم «توسعة درونزا» و «توسعة میانافزا» و رابطة آنها با هم ارائه خواهد شد. در ادامه، زمینههای تئوریکی که سببِ رشد و باروری مفهوم توسعة میانافزا شدند، به اختصار مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد؛ این زمینهها عبارتاند از: «توسعة پایدار»، «نوشهرگرایی» و «رشد هوشمند». در این بخش سعی بر آن است که رابطة توسعة میانافزا با هریک از این جنبشها تاحدّی تبیین شود. جمعبندی پژوهش با مرور فرایند عام توسعة میانافزا، مفاهیم کلیدی و اصلی رویهای در این فرایند (مشارکت، ظرفیتسنجی و فازبندی) توضیح داده میشوند. دستاورد پژوهش، یافتن دو اصل اساسی حاکم بر مفاهیم رویهای در توسعة میانافزاست که اساس بهوجود آمدن مراحل مختلف فرایند هستند؛ این دو اصل عبارتاند از: «اصل بهبود و ارتقا» و «اصل زمینهگرایی».