داعیه رستگاری و مسالهمندی شادی در برهه صفویه
نویسندگان
1 دانشیار جامعه شناسی گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی واقتصاد دانشگاه الزهرا(س)
2 دکترای جامعه شناسی گرایش بررسی مسائل اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه الزهرا(س)
doi
10.22034/jsi.2024.2015008.1677چکیده
در برهه صفویه شاهد تولد گفتمان جدیدی هستیم که طی آن شادی با مساله رستگاری اخروی پیوند یافت. گزارههای آغازیناین گفتمان در گفتارهای مختلف و رسالههای متعدد ردیه و تحلیلیه بروز یافت و در اشکال مختلف رویتپذیر گردید. در پژوهش حاضر بر آنیم تا با نشان دادن سطوح ظهور و تکوین موضوع به این پرسش پاسخ دهیم که شادی از طریق چه مواضعی در بزنگاه صفویه مسالهمند و از امری حاشیهای به کانون توجه مبدل گردید؟ شیوه انجام پژوهش مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان فوکویی است که دارای ابعاد دیرینهشناسانه و تبارشناسانه است. لذا، به شیوه فوکویی، با حفاری تاریخ صفویه به «انباشت گزارهها» در زمینه شادی در فرامین، قوانین، احکام شاهانه، توبهنامهها، رسالات ردیه و تحلیلیه، وقفنامهها و سفرنامهها پرداختیم که در آنها امور مرتبط باشادی به محل بحث، قانون، حکم فقهی یا فرامین حکومتی درآمد یا در شیوههای حلوفصل قضایی یا ساختار اداره امور، متجلی گردید. بدین ترتیب با نشان دادن دگردیسی عقلانیت موجود درسه سطح مفاهیم، نگرشها، و معرفت، جایگاههای مسالهمند شدن شادی را توضیح دادیم. این تحولات عمدتا در سه محورتصوف، طرب و فقه و در پیوند با مساله رستگاری منجر به انباشت گزارهها درباره شادی شدند.