شهر بهمثابه اثر هنری تبیین نظری رویکرد حق به شهر لوفور در برنامهریزی و توسعه شهری
نویسندگان
1 دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه تربیت مدرس تهران، ایران
4 استاد، گروه معماری و طراحی شهری، دانشگاه امریکایی گیرنه، قبرس
doi
10.22034/jsi.2024.560583.1614چکیده
توسعه شهری فراتر از درک شهر بهعنوان یک محصول فیزیکی و اقتصادی است. نظریه حق به شهر لوفور، فراخوانی برای درک شهر فراتر از محصولی مادی است که معتقد است توسعه شهری مستلزم تحولات اجتماعی-فضایی شهری است که هم متعلق و هم نتیجه ساکنان آن است. روش تحقیق حاضر از نوع تحلیل محتوای کیفی جهتدار است که بهعنوان رهیافتی جهت بسط چارچوب نظری در ارتباط با موضوع پژوهش بکار گرفتهشده. شیوه گردآوری دادهها، از نوع اسنادی و به لحاظ هدف، بنیادی-توسعهای است. لذا در این تحقیق با استفاده از عدسی نظریِ حق به شهر لوفور، به مثابه چارچوبی تحلیلی جهت تبیین پیرامون توسعه شهری استفادهشده است. توسعه شهری از منظر تولید فضا، از سه فضای عینی، ذهنی و اجتماعی تشکیلشده است که ازنظر لوفور، سه حق بنیادین با جهتگیریهای دیالکتیکی را شکل میدهند که عبارتاند از: حق به تصاحب (تصاحب در تولید و در مصرف) حق به مشارکت (مشارکت دگرگونکننده و بازتولیدی) و حق به تفاوت (اجتماعی و فضایی). ترجمه و تفسیر حق به شهر لوفور سه اصل عدالت فضایی، دموکراسی و سرزندگی شهری را شامل میشود که برای کاربست پذیری در توسعه شهری به ترتیب بعد محتوایی، رویهای و تشخیصی را تشکیل میدهند. توسعه شهری مبتنی بر حق به شهر امری یکپارچه از لحاظ عینی، ذهنی و حسی است که همزمان به نکوهش ارزش مبادله و اولویتبخشی به ارزش استفاده از فضای شهری اشاره دارد. این چارچوب نظری ما را قادر میسازد که، مؤلفههای مربوط به هر قلمرو شهر را بهصورت دیالکتیکی شناسایی کنیم و به سمت «شهرها برای مردم" حرکت کنیم "نه برای سوداگری» و اینیک آغاز است. نقطهای برای تغییر خودمان از طریق تغییر شهر.