بازتاب انگاره‌های قدسی در ترانه‌های دهۀ1350 شمسی

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.22034/jsi.2024.1987543.1659
چکیده

ترانه یک قالب شعری­ موسیقایی است که در پهنۀ تاریخ همواره با درخواست­ها و علایق عمومی مردم همراه و همسو بوده است. ترانه متعلق به تودۀ مردم است و در میان دیگر انواع شعری بیشترین تأثیرپذیری را از فرهنگ عامه دارد. در دهۀ50 شمسی مصادف با اواخر حکومت پهلوی نوعی باور مذهبی در بین روشنفکران شکل گرفت که منحصراً در مواجهه با استبداد تعریف می­شد؛ در نتیجه پرداختن به انگاره ­های قدسی و اساطیر آیینی مذهبی خود به نوعی اعتراض قابل فهم برای عامه بدل شد. از این رو محور اصلی این پژوهش واکاوی اسنادی سلطۀ عقاید مذهبی در بین ترانه­ سرایان نوین و بررسی چگونگی برخورد این ترانه ­سرایان با انگاره ­های قدسی و تحلیل ترانه ­های شاخص با مضمون اسطوره ­های آیینی است. نتیجۀ این پژوهش نشان می­دهد علاقه به ترسیم انگاره ­های مذهبی در ترانۀ روزگار پهلوی دوم جنبۀ آخرالزمانی دارد و ترانه­ سرا با نگاهی تمثیلی به دنبال یافتن یکسانی­ های عصر خود و دوران قدیسان است.