بررسی روایت مرگ در سه رمان جنگ با تکیه بر نظریه ژنت

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران

3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران

doi
10.29252/kavosh.2020.14463.2817
چکیده

با وجود اهمّیّت عنصر اندیشه در قالب رمان، بیشتر داستان‌نویسان جنگ در ایران،با تکیه بر ترسیم صحنه‌های دلخراش این واقعه، از توجّه به جنبه فلسفی آن، بازمانده‌اند؛ از این رو، آثار آنها، بیشتر به «رمان حادثه» شباهت دارد. بیشتر پژوهش‌های انجام‌شده درباره رمان‌های جنگ، با رویکردی اندیشه­ محور، به مطالعه این آثار پرداخته و کمتر، به جنبه فلسفی آنها توجّه کرده‌اند.پژوهش حاضر، با تکیه بر نظریه روایت‌شناسی ژرار ژنت (Gerard Genet) و روش توصیفی-تحلیلی، به خوانش روایی مرگ در سه رمان جنگ می‌پردازد تا دریابد که نویسندگان این رمان‌ها، تا چه اندازه توانسته‌اند با نگاهی فلسفی، به روایت این پدیده بپردازند. نتایج حاصل از این پژوهش، نشان می‌دهد که حادثه مرگ در رمان‌های یادشده، بسامد بالایی دارد و معمولاً، با درنگ و ذکر جزئیات روایت می‌شود. نویسندگان این رمان‌ها، تلاش کرده‌اند تا با تکیه بر صحنه‌های دلخراش مربوط به مرگ شخصیت‌ها، مظلومیت آنها را تصویر کنند و مخاطب را با خود همراه‌سازند؛ از این رو، بعد عاطفی رمان‌های مذکور، در مقایسه با جنبه فلسفی آنها، قوّت بیشتری دارد؛ امّا در رمان «شطرنج با ماشین قیامت»، نویسنده، علاوه بر توجّه به جنبه عاطفی، با رویکردی فلسفی نیز به این موضوع می‌پردازد و شخصیت اصلی داستان را در کشاکش انتخاب بین مرگ و زندگی قرار می‌دهد و بدین ترتیب، با وجود آن که وی، حادثه مرگ را به شکلی واقع‌گرایانه و با ذکر جزئیات ترسیم می‌کند، از توجه به ابعاد فلسفی این پدیده نیز غفلت نمی‌ورزد.