تحلیل اصطلاح «بخت» در منظومۀ «هفت پیکر» از منظر تقدیرگرایی زروانی، بانگاهی به نظریۀ تحلیل‌گفتمان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد تهران

2 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد تهران

3 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد تهران

doi
10.29252/kavosh.2020.13880.2767
چکیده

تقدیرگرایی از موضوعات حوزۀ علم فلسفه است که در ادبیّات نیز راه یافته. برمبنای نظریات فرضیه‌پردازان، تحلیل زبان در کاربرد واژه‌هاست. در این روش، عناصر یک زبان، نشانه‌ها هستند و نظام زبان نمی‌تواند منحصر به توصیف صورت‌های زبانی مستقل از کارکردهای فرامعنایی باشد. با توجّه به بسامد بالای واژۀ «بخت» در آثار شعرا، این واژه‌ها باید به عنوان واژه‌هایی نشان‌دار در نظر گرفته شود که ریشه در ناخودآگاه گویندگان آنها دارد. در این مقاله، ارتباط این گونه واژه‌ها در منظومۀ «هفت‌پیکر» نظامی با تقدیرگرایی زُروانی بررسی و شیوۀ تحلیل با نگاهی به نظریۀ تحلیل گفتمان و بررسی واژه‌ها در سطح فرامعنایی در نظر گرفته شده است. آنچه در مدل تحلیلی فرکلاف انجام می­ شود گذشتن از چیستی توصیف متن به سوی چگونگی و چرایی تفسیر و تبیین متن است. در این تحلیل، باید از الگوی سه لایة فرکلاف برای تحلیل گفتمان استفاده کرد که به اصل متن (شامل تحلیل زبانی در قالب واژه‌ها، دستور، نظام آوایی و انسجام در سطح بالاتر از جمله)، کردار گفتمانی (تولید و مصرف متون) و کردار اجتماعی می‌پردازد. در این پژوهش، از این سه لایه، بخش «تحلیل زبانی در سطح واژه‌ها» مورد نظر بوده و ضمن بررسی واژه‌هایی نشان‌دار چون بخت و نظایرآن، درباره اغراض ثانوی و مفهوم تأویلی و کهن‌الگویی آنها بحث شده است. در پایان، با ارائۀ شواهد، نتیجه گرفته شده که اگرچه نظامی آرای کلامی اشعری را بیان کرده است، ولی هنگام استفاده از واژه‌هایی نظیر بخت؛ از الگوی تفکّر‏‏‏ زُروانی پیروی می‌کند.