لطافت غزلوار در قصاید سعدی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد
doi
10.29252/kavosh.2021.12064.2549چکیده
گوشه ای از فعالیت های ادبی سعدی، قصیدهسرایی است. سالها قبل از دورانی که او پای به عرصۀ شاعری نهد، زبان قصیده به رشد و کمال خود رسیده بود و شعرا از زبان قصیده سرایان سلف پیروی می کردند. اما در عصر حیات این شاعر بزرگ، بر اثر تحولات اجتماعی-سیاسی، فرهنگ درباری غالب، تغییر یافت و قصیدهسرایی با افول مواجه گردید در نتیجه ذهن شاعران با غزل اُنس گرفت. در این پژوهش، برآنیم تا به این حیطۀ کوچک از هنرنمایی سعدی (قصیدهسرایی) پرداخته، قصاید او را از منظر لطافتهای زبانی واکاویم و بدون آنکه به حیطه سبک شخصی شاعر وارد شویم، آنچه را می تواند موجبات نرمی الفاظ را فراهم آورده باشد، نشان دهیم. در همین راستا، سه سطح زبانی یعنی آوایی، لغوی و نحوی، را به شیوۀ توصیفی-تحلیلی بررسی کردهایم و با آوردن جدول آماری در بخش هایی از پژوهش، سعی در روشنتر شدن موضوع داشتهایم. سعدی با تسلّطی که بر دقایق زبان فارسی دارد، اوزان نرم و جویباری را به خدمت گرفته است. صامت و مصوّتها بیشتر از نوعی هستند که براحتی تلفّظ میشوند و چیزی از لطافت شعر نمیکاهند. به ایجاز سخن میگوید در عین حال کلامش روشن و بدون ابهام است. او واژههای نرم را در قصاید بکار گرفته و به شکل مخفّف و مشدّد کلمات تمایل ندارد. مضامین عرفانی همراه با واژهها و اصطلاحات آن به صورت مفرد یا ترکیب شده در این اشعار دیده میشوند، گاه زبان و لغات محاورهای را در چینش ابیات او مییابیم. شگردهای نحوی که موجب شیوایی غزلیات سعدی است در قصاید او نیز راه یافتهاند.