خاستگاه کرامات اولیا در هستی‌شناسی عرفانی

نویسندگان

1 استادیار گروه عرفان اسلامی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی

doi
10.29252/kavosh.2020.12168.2566
چکیده

یکی از موضوع­ های اصلی در تمام تذکره‌ها و مناقب‌نامه‌های صوفیه، کرامات است. کرامات، پدیده‌ه ایی ذاتاً ناشناخته یا کمتر شناخته شده‌اند که از علل خفیة غیبی و فراطبیعی برخوردارند که بشر هر اندازه در علوم و فنون پیشرفت کند، نمی‌تواند به کشف تامّة آن علل نایل گردد. هرچند این پدیده‌های ناشناخته تنها در تصوّف مطرح نیستنده امّا از مهم‌ترین دستاویزهای قشری‌گرایان برای انکار صوفیان بوده­ اند. غفلت از بازشناسی مبانی عرفانی کرامات، بسیاری را به سمت انکار این واقعیّات سوق داده است. این حقیقت گرچه باعث ناشناخته ماندن و غیرقابل تعریف بودنِ کرامات است، امّا می‌توان با تکیه بر مبانی نظری عارفان، با واقعیّت عرفانی کرامات آشنا شد. عرفا عامّة مخاطبان خود را به پذیرش متعبّدانة کرامات فرامی‌خوانده‌اند امّا مبانی خود را نیز در اثبات کرامات بیان داشته‌اند. موطن و خاستگاه اصلی کرامات در منظومة فکری عرفا، بحث گسترده‌ای است ولی می‌توان به طور خلاصه، دو جایگاه اصلی برای آن ترسیم نمود: در عوالم و در اسماء. در این پژوهش به طور مشخص تلاش شده است این دو خاستگاه هستی‌شنانة کرامات، معرفی، بررسی و تحلیل شود.