سازوکارهای انهدام خاطره، پروژه برساخت سوژه ایران مدرن (خوانشی انتقادی- جامعه شناختی از سیاستهای فرهنگی دوران رضاخان در مناطق کُردنشین)
نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
doi
10.22034/jsi.2023.557359.1601چکیده
شاید بزرگترین پیکار در مقام نقد دوران پهلوی برای دیگریها(کُردها)، پیکار برای احقاق حق به یادآوردن حضور خود در تاریخ باشد . از این رو روایت و بازگو کردن مناطق کُردنشین بیش از هر زمان دیگری در نسبت با حکومت پهلوی و وقایع آن دوران ضرورت یافته است. پرسش جامعه شناختی اساسی این پژوهش این است که حکومت پهلوی اول با هدف مدرنیزاسیون ایران یا به تعبیری ترویج ناسیونالیسم باستانگرا و به میانجیِ مکانیسمی تحت عنوان آشتی با گذشته خاطره را از سوبژکتیویتة دیگریهایش(کردها) زدوده است. هدف از این پژوهش پیوندی دوباره با گذشتهای است که پیوستگیِ میان دیگریها را بازیابی و احیا میکند. مکانیسمهایی که این پژوهش به مثابة منطق درونی فرایند انهدام خاطره بازشناخته است شامل دیالکتیک ابداع سنت و انهدام خاطره کُردها، دیالکتیک آموزش و سوژه/ابژه کُردها، جغرافیای تخیلی و انهدام خاطره/ مکان کُردها،تروما و تاریخ سکوت کُردها