بررسی مفهوم وجود در متافیزیک ارسطو و الحروف فارابی
نویسندگان
1
doi
10.22067/philosophy.v41i2.3957چکیده
بررسی مفهوم وجود، مسئلهی بنیادی هستیشناسی است. از آنجا که وجود(موجود)کلیترین و عامترین مفهومی است که به خاطر گستردگی، واجد کاربردها و اطلاقات متعدد ومتنوعی میباشد که همهی آنها موضوع بحث فلسفی واقع نمیشود، تعیین دقیق وعلمی معنی یا معانی موجود که مستعمل در علوم نظری بوده و شایستهی بحث فلسفی میباشد، به جهت حفظ وحدت و یکپارچگی نظام فلسفی و تعیین ارتباط مسائل و مبادی این علم با موضوعات آن و همچنین رفع بسیاری از ابهامات و تعارضات مطرح در موضوع فلسفهی اولی،ضروری و قابل توجه و اهمیت خاص است. چرا که پرسش از نحوهی هستی، اشکال و صور مختلف هستی و اقسام و مراتب آن درگرو پرسش از مفهوم "موجود" است.محور هستیشناسی ارسطو"موجود"است و فیلسوفان مشایی مسلمان (فارابی و ابن سینا) نیز موضوع فلسفهی اولی را موجود بما هو موجود قرار میدهند و مستقیما با موجود سرو کار دارند، نه با وجود.این پژوهش در بررسی موضوع و مسائل هستیشناسی سنتی - و مقایسهی دو نظام فلسفی مشایی یونانی و اسلامی - به تحلیل مفهومی موجود در این دو نظام میپردازد.