تحلیل مصیبت‌نامۀ عطّار بر پایۀ نظریۀ «بازی» از دیدگاه باختین

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه الزهرا

2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه گیلان

3 دانش‌آموختة دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تربیت مدرّس

4 استاد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تربیت مدرّس

doi
10.29252/kavosh.2020.1919
چکیده

«بازی» که در معنای عام فعالیتی سرخوشانه محسوب می‌شود، از زمان اندیشمندان یونان باستان تا امروز، در معانی و کارکردهای گوناگون، به‌عنوان اصطلاحی برجسته در حوزه‌های مختلف کاربرد داشته است. میخائیل باختین، اصطلاح «بازی» را به‌عنوان امری جدی، هدفمند و ایدئولوژیک در پیوند با سیاست، اجتماع و متون ادبی مورد توجه قرار می‌دهد و آن را عامل برهم‌زدنِ سامانِ گفتمانِ تثبیت‌شده می‌داند. از دید او بازی از طرق مختلف به متن خاصیت مکالمه‌گری می‌بخشد. مصیبت‌نامۀ عطّار یکی از متن‌هایی است که در عناصر و ساختار آن، می‌توان بازی مورد نظر باختین را ردیابی کرد. این منظومه از سامان مسلط و غالب اجتماعی، مذهبی و عرفانی زمانۀ خود عبور می‌کند و عناصری چون کارناوال، ژانرهای گفتگوی سقراطی و ساتیر منی‌په در شکل آیرونی و نیز نقیضه به‌عنوان وسایط بازی، در آن، حضوری برجسته دارند. این جستار با روش تحلیلی –  توصیفی، عناصر یاد شده را در مصیبت‌نامۀ عطّار تحلیل می­کند و روشن می‌سازد که عطّار در مصیبت‌نامه، با تمرکز بر بخشی از متون عرفانی پیش از خود و گفتمان مسلط بر آنها، ساختاری آیرونیک و نقیضی پدید آورده و بدین ترتیب موفق شده است به بازی با عناصر مختلف این متون بپردازد و از این رهگذر، میان عناصر مختلف متن خود و متون پیشینو نیز آواهای گوناگون حوزۀ عرفان و تصوّف مکالمه ایجاد کند.