بررسی جایگاه زن و بحران خانواده در داستان معاصر براساس دو رمان فمینیستی فارسی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشگاه تربیت مدرس دانشکده علوم انسانی گروه زبان وادبیات فارسی
3 عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس
4 عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.29252/kavosh.2020.1740چکیده
جنبش «فمینیسم» با هدف دفاع از حقوق زنان شکلگرفته و فرازوفرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته است. ازجمله مسائلی که بهشدت در کانون توجه فمینیستها قرارگرفته جایگاه خانواده و مسائل مربوط به آن است. فمینیستهای افراطی با نگاهی ضد ارزشی به روابط زناشویی، ازدواجهای رسمی، فرزند آوری، تعهد در ازدواج و... استحکام خانوادهها را، بهویژه در دنیای مدرن، با خطر مواجه میسازند. در این میان، نویسندگان فمینیست در قالب خلق آثار داستانی با رویکردهای افراطی ذهنیت ضد ارزشی درباره خانواده و مسئله ازدواج را در میان خوانندگان گسترش میدهند. مقاله حاضر درصدد است تا با رویکردی آسیب شناسانه، دو رمان فمینیستی فارسی را با تأکید بر جایگاه زنان و خانواده بررسی و نقد کند. آثار منتخب شامل «سگ و زمستان بلند» از شهرنوش پارسی پور و «پرندۀ من» از فریبا وفی میشود. نتایج نشان میدهد که آثار داستانی منتخب با خلق شخصیتهای ضعیف از زنان، ترویج دیدگاههای تند علیه مردان، موردتردید قرار دادن مسألۀ ازدواج و جایگاه ارزشی خانواده، نتوانسته است به بهبود موقعیت زنان داستانها یاری برساند و با جدا ساختن آنها از جایگاه و نقش طبیعی و اجتماعیشان، قهرمانان زن را دچار بحران هویت کرده است.