از پراکندگی تا همافزایی: ارائه مدل شبکهسازی راهبردی کسبوکارهای روستایی با استفاده از روش داده بنیاد
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری، دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام؛ مشهد؛ ایران.
2 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی- مدیریت سیاستگذاری بازرگانی، گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری، دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام، مشهد، ایران.
3 دانشیار گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری، دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام؛ مشهد؛ ایران.
doi
10.30490/rvt.2025.367486.1686چکیده
این پژوهش با هدف طراحی مدل پارادایمی شبکهسازی راهبردی کسبوکارهای روستایی در ایران ، با رویکردی کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد انجام شده است. این نظریه بهطور خاص برای کشف فرایندها، تعاملات اجتماعی، و راهبردهای کنشگران طراحی شده است. از آنجا که شبکهسازی راهبردی دقیقاً نوعی فرایند تعامل اجتماعی و اقتصادی میان کنشگران است، پس این روش میتواند بهخوبی به شناسایی مراحل، شرایط و پیامدهای آن بپردازد که بهصورت روششناختی و راهبردی برای نظریهپردازی از دادههای کیفی استخراج شده است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۱۹ مشارکتکننده شامل اساتید و صاحبنظران دانشگاهی، مالکان، مدیران و فعالان موفق در حوزه کسبوکارهای روستایی درسالهای 1403-1404 گردآوری و با کدگذاری سهمرحلهای باز، محوری و انتخابی، شش مؤلفه کلیدی شامل: شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها استخراج و تحلیل شد. یافتهها حاکی از آن است که شرایط علّی نظیر ظرفیتها و قابلیتهای توسعهای کسبوکارهای روستایی و چالشها و موانع بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود آن، در کنار شرایط زمینهای چون بسترهای اجتماعی، فرهنگی و ساختاری روستاها، و شرایط مداخلهگر مانند شاخصها و بسترهای پایداری و نفوذپذیری در شبکهسازی کسب و کارها، بر فرایند شبکهسازی اثرگذارند. راهبردهای شناساییشده شامل توسعه زیرساختها، آموزش و توانمندسازی و ایجاد اکوسیستم نوآوری و همکاریهای شبکهای در کسب و کارهای روستایی میباشد که پیامدهایی همچون افزایش تابآوری اقتصادی، ارتقای رقابتپذیری و تقویت انسجام اجتماعی را برای روستاها به همراه خواهد داشت. این مؤلفهها بخشی از سازوکار تحقق شبکهسازی راهبردی هستند، نه پدیدههایی مستقل از آن. از این رو، مدل دارای انسجام نظری و ارتباط مفهومی قوی با پدیدهی مرکزی است و فرایند گذار کسبوکارهای روستایی از پراکندگی به همافزایی از طریق شبکهسازی راهبردی را بهصورت نظاممند و پارادایمی تبیین میکند. بر این اساس میتوان گفت که شبکهسازی راهبردی، نهتنها پاسخی به چالشهای موجود در محیطهای روستایی است، بلکه زمینهساز ارتقای بهرهوری، کاهش هزینهها، توسعه بازار و در نهایت پیشرفت اقتصادی این مناطق نیز میباشد. مدل پارادایمی ارائهشده، چارچوبی مفهومی برای تحلیل و تقویت فرآیند شبکهسازی راهبردی کسبوکارهای روستایی فراهم میسازد و میتواند بهعنوان الگویی کارآمد در برنامهریزی پیشرفت روستایی مورد استفاده قرار گیرد. در این مطالعه ضمن تأکید بر بومیسازی مدلهای شبکهسازی که در مرحلهی تحلیل دادهها و تدوین مدل پارادایمی انجام شده و ترکیب سرمایه اجتماعی با فناوریهای نوین به تحلیل نظری یافتهها در پرتو ادبیات پیشین، و پیامدهای عملی مدل پرداخته شده و مسیرهای پژوهشی آینده مانند تحلیل تطبیقی این مدل در مناطق مختلف جغرافیایی ایران و توسعه مدلهای کمی برای سنجش اثربخشی شبکهها، پیشنهاد گردیده است.