رویکرد پدیدارشناسانه به تجارب دانشآموزان پایة دوازدهم از آمادگی شرکت در آزمون سراسری دانشگاهها ویژة بحران کرونا
نویسندگان
1 دانشیار، بخش مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دکتری برنامهریزی درسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
4 استادیار، بخش مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
5 کارشناس ارشد مدیریت شهری، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران
6 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، واحد فیروزآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزآباد، ایران
7 دانشجوی کارشناسی مشاورة خانواده، مؤسسة آموزش عالی فاطمیه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.48310/pma.2023.2865چکیده
دریافت تجربیات دستة اول یا تجربة زیسته تنها از طریق مصاحبه با افرادی صورت میگیرد که خود این تجربه را داشتهاند. با شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مدارس از بهمنماه 1398، دانشآموزان پایة دوازدهم برای شرکت در آزمون سراسری ناگزیر از تلاش بیشتری شدهاند. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، فهم تجربة زیستة دانشآموزان پایه دوازدهم برای آمادگی شرکت در آزمون سراسری دانشگاهها در بحران کرونا بوده است که با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شده است. روش گردآوری اطلاعات، استفاده از مصاحبة نیمهساختمند بوده است. بر این اساس، با رویکرد نمونهگیری هدفمند و روش معیار، دانشآموزان پایة دوازدهم، انتخاب و بر اساس اشباع نظری در نهایت، 14 نفر مصاحبه شدهاند. تحلیل مصاحبهها، با استفاده از الگوی کلایزی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. پس از استخراج و دستهبندی موضوعی، در دو مضمون اصلی و هشت مضمون فرعی شامل چالشهای آموزشی (مشتمل بر چهار مضمون فرعی استفاده از مشاوران درسی، تفاوت محتوای درسی با مطالب ارائهشده در شبکة آموزش، کاهش رقابت و کاهش اثربخشی یادگیری) و چالشهای فردی (مشتمل بر چهار مضمون فرعی بیانگیزگی، افزایش هزینة تحصیل، عدم تمرکز و افزایش زمان مطالعه) طبقهبندی شدهاند. بحران کرونا موجب شکلگیری چالشها و بروز نیازهای متفاوتی در دانشآموزان متقاضی شرکت در آزمون سراسری شده که باید مورد توجه و تحقق برنامهریزان، معلمان و والدین قرار گیرد.