اثر تغییرات متغیرهای آب و هوایی و قیمت بر سطح زیرکشت محصولات زراعی دیم در مناطق روستایی استان کردستان
نویسندگان
1 استاد اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 فلوشیپ پسادکتری ماری سکلودوسکا- کوری، فاندازیون انی انریکو ماتتی، میلان، ایتالیا.
3 استاد اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
4 دانشیار گروه مدیریت کشاورزی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
5 کارشناس ارشد اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
6 دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.30490/rvt.2025.367428.1663چکیده
تغییرات متغیرهای آب و هوایی از مهمترین منابع ریسک در بخش کشاورزی محسوب میگردد و اثرات چشمگیری بر عملکرد و قیمت محصولات کشاورزی به ویژه محصولات دیمی دارد. در این راستا، در مطالعه حاضر تلاش شد تا واکنش سطح زیرکشت محصولات گندم، نخود و جو دیم در مناطق روستایی 5 شهرستان عمده تولیدکننده این محصولات در استان کردستان نسبت به تغییرات قیمت و متغیرهای آب و هوایی مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور با بهرهگیری از رهیافت تابع تولید تصادفی جاست و پاپ توابع عملکرد و ریسک عملکرد این محصولات با در نظر گرفتن فاکتورهای اقلیمی با استفاده از تکنیک برآورد دادههای پانل برای دادههای ترکیبی سری زمانی و مقطعی (5 شهرستان عمده به عنوان قطبهای تولیدکننده این محصولات) طی دوره زمانی 1401-1366 برآورد گردید. نتایج حاصله نشان داد که متغیرهای بارندگی، دمای حداقل دوره رشد و متوسط رطوبت نسبی دوره رشد بر عملکرد محصولات تآثیر مثبت داشته و متوسط دمای حداکثر دوره رشد و سرعت باد بر عملکرد محصولات منتخب تأثیر منفی دارد. نتایج برآورد تابع ریسک عملکرد حاکی از آن بود که بارندگی و متوسط دمای حداقل دوره رشد جزء فاکتورهای ریسک کاهنده و متوسط دمای حداکثر و متوسط حداکثر سرعت باد دوره رشد جزو فاکتورهای ریسک افزا محصولات زراعی یاد شده میباشند. نتایج برآورد توابع واکنش سطح زیرکشت این محصولات حکایت از آن دارد با افزایش سود انتظاری محصول، سطح زیرکشت آن نیز افزایش یافته و با افزایش واریانس سود انتظاری هر محصول، سطح زیرکشت آن محصول کاهش مییابد. با افزایش نوسانات سود محصول گندم دیم سطح زیرکشت نخود دیم افزایش یافته و با افزایش واریانس سود محصول گندم دیم، سطح زیرکشت محصول جو دیم نیز افزایش مییابد و بالعکس. یافتههای تحقیق موید آن است که با افزایش ثروت کشاورزان، سطح زیرکشت گندم و نخود افزایش می یابد لذا گندمکاران و نخودکاران دارای ترجیحات ریسک گریزی مطلق کاهشی بوده و در مقابل جوکاران دارای ترجیحات ریسک گریزی مطلق ثابت میباشند. لذا هنگام افزایش ریسک بازار، سیاستهای غیرقیمتی برای افزایش سطح زیرکشت جو و سیاستهای قیمتی برای محصولات گندم و نخود می توانند موثر واقع شوند.