فوکو و لکان؛ دلالت هایی جامعه شناختی بر ادراک بیماری

نویسندگان

1 استاد بخش علوم اجتماعی وجامعه شناسی دانشگاه خوارزمی تهران

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 دانشیارجامعه شناسی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

doi
/10.22034/jsi.2021.535587.1464
چکیده

پژوهش حاضر قسمی مطالعۀ پساساختارگرایانۀ بیماری و سازوکارهای ادراک آن بوده که در صدد است شکلی از یک جامعه ­شناسی پزشکیِ نظری و مفهومی را صورت­ بندی نماید. به این منظور از ظرفیت­ های نظری آراء فوکو و لکان برای توضیح ادراک بیماری و فرآیندهای شکل ­گیری آن بهره گرفته شد. نظریۀ فوکویی هرمنوتیک خود (سوژه)، و مفهوم لکانیِ امر نمادین، دلالت­ های متفاوتی بر ادراک بیماری و نحوۀ شکل­ گیری آن به ­دست می­دهد؛ دلالت­هایی که علیرغم تمایزها، بر گزاره ­های بنیادی مشابهی نیز استوارند. وفق هستی­ شناسیِ هر دو متفکر، بدن یک ساحتِ نوشتاری­ست که توسط دال­ های فرهنگی، کدنویسی و رمزگذاری شده است؛ لذا ادراک بیماری، چیزی جز شناخت تحلیلیِ حاصل از بازخوانی نشانگان مرضی بر متن بدن نیست. خوانشی که بواسطۀ متقاطع کردن متن بدن با گفتمان پزشکی و دانش تخصصی به مثابه اَبر متن دربرگیرندۀ آن صورت می ­پذیرد. دستاورد نهایی این پژوهش، استنتاج و صورت ­بندی مکانیسم بینامتنیّت در ادراک بیماری در اندیشه هر دو متفکر است؛ مکانیسمی که به موجب آن متن بدن به­ واسطۀ مواجهه با گفتمان پزشکی به ­مثابه متن پیشینی و در برگیرندۀ آن، به تفسیر در می­آید.