فمینیسم در ایران ( بررسی جامعه‌شناختی فمینیسم ایرانی؛ نمونۀ مورد مطالعه: قرۃالعین)

نویسندگان

1 گروه علوم اجتماعی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران.

doi
/10.22034/jsi.2021.532556.1448
چکیده

فرض اصلی این پژوهش بر بنیان وجود مؤلفه­ های مشترک میان اهداف قرۃالعین در چارچوب جنبش بابیه با اهداف فمینیسم غربی استوار است. پرسش ­های اساسی عبارتند از این­که: آیا کنش­های قرۃالعین با هدف ایجاد موقعیت ­های برابر میان زنان و مردان، احقاق حقوق زنان و تلاش برای مرتفع کردن تبعیض­ های ساختاری علیه آنان، واجد مؤلفه ­های اولیه­ ای از جنبش فمینیسم غربی بوده است یا خیر؟ و در صورت هم­سویی این جنبش با همتاهای خارجی، چه عناصر مشترکی در نگرش زنِ معترض ایرانی با فمینیسم غربی دیده می­شود؟. این موضوع در پارادایم کیفی، با روش اسنادی و با انتخاب نمونۀ هدفمند در مقطع کوتاهی از عهد قاجاریه، و با تمرکز بر جنبش بابیه به عنوان فرامتن مطالعه شده است. هم چنین مروری کوتاه بر ره یافت کلان فمینیسم و دیدگاه فوکویی در تبارشناسی تجربۀ پلِبِیَنی، تحلیل تئوریکی آن را پوشش می­ دهند. نتایج گواهی می­ کنند که پاسخ ِ هر دو پرسشِ پژوهش مثبت است؛ با تأکید پژوهشگر بر این رویکرد که هیچ نشانه ­ای ­دالِّ بر وجود ارتباطِ بدون واسطه میان نمونۀ انتخابی با فمینیسم غربی و نگرش معطوف به تئوری ِتوطئه مفروض نیست و نگاه پژوهشگر به این جنبش، به سان پدیده­ای طبیعی، معلولِ شرایط، علل تاریخی و جامعوی مختص جامعۀ ایران است.