ساختار زبان احترام آمیز در تاریخ بیهقی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی - دانشکده ادبیات و علوم انسانی - دانشگاه تربیت مدرس

2 استاد ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس تهران

doi
10.29252/kavosh.2019.1689
چکیده

زبان پدیده‌ای اجتماعی و مهمترین ابزار ارتباطی است. جامعة انسانی بر اساس پاره‌ای امتیازات خاصّ آدمیان، خواه ناخواه – هرچند نانوشته- به طبقات متنوّعی تقسیم می‌شود و هر طبقه ملازم شأن اجتماعی خود، در مواجهة زبانی با  واژه‌هایی مخاطب قرار می‌گیرد و این امر به صورت ساختارهای ویژه و متمایزی نمایان می‌شود. این پژوهش به بررسی ساختار زبان احترام‌آمیز در تاریخ بیهقی اشاره دارد. پس از بررسی متن تاریخ بیهقی زبان احترام‌آمیز او به چهار زیرمجموعۀ ساختاری طبقه‌بندی شده‌است: 1. همراه کردن اوصافی به واژگان و مفاهیم مرتبط با فرد مورد احترام؛ 2.  نسبت ندادن مستقیم فعل به فرد مورد احترام؛ 3.  افزودن صفاتی مثبت به نام فرد مورد احترام؛ 4. افزودن دعاهایی در آغاز و میانۀ سخن با فرد مورد احترام یا دربارۀ او. در نهایت، با عنایت به چگونگی و بسامد داده‌های به دست آمده در این چهار زیرمجموعه، نتیجۀ پژوهش تبیین سبک تاریخ بیهقی در زمینۀ ساختار زبان احترام‌آمیز بوده است. سبکی که خبر از عزّت نفس مؤلّف به عنوان یک مورّخ درباری می‌دهد و تبیین آن راه را برای مقایسه‌های بینامتنی و دستیابی به نتایج گسترده‌تر فرهنگی باز می‌کند.