ریشههای فلسفی تفسیر پویا
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران، مازندران، بابلسر. ایران
2 دانشجو دکتری حقوق بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران،
doi
10.22066/cilamag.2025.2052422.2680چکیده
معاهدات بهعنوان اسنادی زنده و دارای حیات اجتماعی، ماهیتی پویا داشته و ممکن است تحت تأثیر تحولاتی که به مرور زمان در بستر تاریخی و اجتماعی آنها رخ میدهد، دستخوش تحول معنایی شوند؛ لذا درک صحیح و اجرای مؤثر آنها مستلزم بهکارگیری شیوة خاصی از تفسیر موسوم به «تفسیر پویا» است که معاهده را بر اساس معنای جدید بازخوانی کرده و پاسخگوی ضرورت انعطافپذیری و تحقق عدالت باشد. با این حال، عهدنامة حقوق معاهدات به تفسیر پویا اشاره نکرده و در عمل نیز مبانی بهکارگیری آن مبهم است. پژوهش حاضر به منظور روششناسی تفسیر پویا و تبیین مبانی نظری آن صورت گرفته و در صدد پاسخگویی به این سؤال است که روش تفسیر پویا در کدام رویکردها و مکاتب حقوق بینالملل ریشه دارد. یافتة پژوهش آن است که تفسیر پویا بهعنوان روشی مفسرمحور، رویکردی ترکیبی است که بسته به ماهیت عبارت نوعیِ مورد تفسیر و تحت تأثیر بینش قضات و داوران ممکن است در مکاتب اثباتگرایی (نوین)، حقوق طبیعی و جامعهشناسی حقوقی ریشه داشته باشد.