سهم بندی منابع رسوبات تپه‌های ماسه‌ای با استفاده از دو مدل ترکیبی مورد استفاده در روش انگشت-نگاری رسوب (مطالعه موردی: منطقه ی جازموریان، جنوب استان کرمان)

نویسندگان

1 دانشگاه هرمزگان

2 دانشگاه هرمزگان

3 سازمان انرژی اتمی

4 دانشگاه اکستر

5 دانشگاه گنبد کاووس

doi
چکیده

روش انگشت­نگاری رسوب همراه با مدل­های ترکیبی یک رویکرد رایج در کمی نمودن سهم منابع رسوبات به­ویژه رسوبات آبی می­باشد ولی در زمینه رسوبات بادی تحقیقات اندکی انجام شده است. در این تحقیق، دو مدل ترکیبی کالینز و هوگس مورد استفاده در انگشت­نگاری رسوب به منظور کمی نمودن سهم منابع رسوبات تپه­های ماسه­ای در منطقه جازموریان، جنوب کرمان بکار برده شد. بدین منظور پس از تعیین جهات باد و تهیه نقشه­ زمین­شناسی، اقدام به نمونه­برداری از منابع بالقوه تپه­های ماسه­ای شامل پهنه­های ماسه­ای (Qs)، رسوبات آبرفتی ریزدانه و بستر خشکرودها (Qal)، رسوبات مخروط افکنه­ها و پادگانه­ها (Qt) و ترکیب رس و نمک (Qc)؛ و از مناطق رسوب یا تپه­های ماسه­ای (Qsd) گردید. به طوری که 58 نمونه سطحی از منابع بالقوه تپه­های ماسه­ای شامل 7 نمونه از Qs، 25 نمونه از Qal، 5 نمونه از Qt و 21 نمونه از Qc؛ و 14 نمونه از مناطق رسوب (Qsd) برداشت گردید و پس از آماده­سازی نمونه­ها، غلظت ده عنصر (Ni, Cu, Co, Cr, Ga, Mn, P, Ba, Sr و Li) اندازه­گیری شد. به منظور تفکیک منابع تپه­های ماسه­ای، از یک فرآیند آماری دو مرحله­ای شامل تست­های کروسکال والیس و آنالیز تابع تشخیص گام به گام استفاده گردید که چهار ردیاب شامل Cr, Li, Ni و Co به عنوان ردیاب­های بهینه انتخاب شدند و به عنوان پارامترهای ورودی به مدل­های ترکیبی مورد استفاده قرار گرفتند. سهم­های ارائه شده برای منابع تپه­های ماسه­ای توسط هر دو مدل مشابه هم بدست آمد و منابع Qs و Qal به عنوان منابع غالب برای 14 نمونه تپه ماسه­ای شناخته شدند. همچنین بر طبق نتایج، مقادیر GOF محاسبه شده برای مدل کالینز (با بالاترین مقدار GOF برابر 95/99 درصد) بالاتر از مدل هوگس (با بالاترین GOF برابر 9/99 درصد) محاسبه شد که نشان­دهنده کارآیی بالای این مدل در منشایابی رسوبات تپه ماسه­ای می­باشد. به طور کلی، استفاده از روش انگشت­نگاری رسوب با مدل ترکیبی کالینز برای کمی نمودن سهم منابع تپه­های ماسه­ای فعال در سایر مناطق پیشنهاد می­گردد.