تحلیل جامعه شناختی تاثیر نابرابری اقتصادی-اجتماعی بر مشارکت کشاورزان خرده پا در امنیت غذایی پایدار
نویسندگان
1 استادیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 نویسنده مسئول و استادیار، بخش تحقیقات اقتصادی، اجتماعی و ترویج کشاورزی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران.
3 استادیار پژوهشی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، معاونت آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران.
doi
10.30490/rvt.2025.367460.1674چکیده
این پژوهش با رویکرد جامعهشناختی به بررسی تأثیر نابرابریهای اقتصادی - اجتماعی بر مشارکت کشاورزان خردهپا در تولید کشاورزی و امنیت غذایی پایدار پرداخته است. با بهرهگیری از روش کیفی و رویکرد نظریه زمینهای اشترواس و کوربین، دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۸ نفر از کشاورزان، کارشناسان و مدیران بخش کشاورزی استان اصفهان گردآوری شد. نمونهها بهصورت هدفمند و نظری انتخاب شد و دادهها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها منجر به شناسایی ۳۶۷ مفهوم اولیه، ۲۸ مقوله فرعی و ۹ مقوله اصلی شد. «محرومیت ساختاری چندبعدی» بهعنوان مقوله محوری انتخاب شد. بر اساس مدل پارادایمی پژوهش، شرایط علی شامل نابرابریهای نهادی، شکاف دیجیتالی و محدودیت دسترسی به منابع و حاشیهنشینی اجتماعی - سیاسی همراه با شرایط زمینهای نظیر تغییرات اقلیمی، ساختارهای سنتی مالکیت و سیاستهای کلان اقتصادی، و نیز شرایط مداخلهگر مانند ضعف حمایتهای دولتی، نقش واسطهگری و سوداگری و کمبود سرمایه اجتماعی، در شکلگیری و تشدید محرومیت ساختاری چندبعدی نقش دارند. واکنش کشاورزان در قالب مقاومت انطباقی، همیاری محلی و تنوعبخشی معیشتی بروز یافته، اما به دلیل وجود ساختارهای نابرابر، اثربخشی محدودی داشته است. براساس یافتههای پژوهش، مدل نظری حاشیهنشینی ساختاری و بازتولید نابرابری بهعنوان چارچوب تبیینی نشان میدهد که نابرابریهای اقتصادی - اجتماعی صرفاً به عنوان یک مانع نبوده، بلکه مکانیزمهایی ساختاری برای بازتولید حاشیهنشینی هستند که موجب کاهش مشارکت، مهاجرت روستاشهری و تهدید امنیت غذایی پایدار میشوند. پژوهش بر ضرورت اصلاح سیاستهای توزیعی، توانمندسازی نهادی و تقویت سرمایه اجتماعی در راستای ارتقای مشارکت کشاورزان و تحقق امنیت غذایی پایدار تأکید دارد.