کارکرد دگردیسی در روایتگری هزارویکشب (با معرفی نوع ادبی خاص)
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
هزارویکشب یکی از قصههای عامیانه شرقی است که چالش مردان با زنان را فراتر از نظام طبقاتی بهتصویر میکشد؛ دنیای این اثر با 360 قصه در هزارویکشب، نگرش واقعی مرد به زن و بالعکس، با رویکردی ماهرانه در جدال نیرو و قدرت مردان و مکر و تزویر زنان و مکار دانستن ایشان است. در پژوهش حاضر، با روش تحلیلی ـ توصیفی نقش و کارکرد دگردیسی در دو حوزه ساختار و پیام قصه بر اساس روایت اصلی شب اول («بازرگانو عفریت») بررسیشدهاست. حاصل کار نشانمیدهد که در ساختار گسستی هزارویک شب، «وفای به عهد» فرادست به فرودست، محور اثر را شکلداده و در ساختاری تقابلی، «خیانت» دگردیسی را برای اشخاص قصه بههمراهدارد. تقریباً همه نقشآفرینان به اختیار یا به اجبار دگردیسیمییابند یا سبب دگردیسی میشوند تا پاداش اصلی (حفظ جان) تحققیابد. نیز، به سبب تغییر جایگاه قدسی «پادشاه» و «زن» در روایت اثر، اشخاص بر خلاف هنجار قصهها، «مطلق» نیستند و به دلایل مختلف، ویژگی نیکی و بدی را با هم دارند.