احراز اختلاف در رویه دیوان بین‌المللی دادگستری در کشاکش شکل‌گرایی حقوقی و واقع‌گرایی حقوقی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکدۀ حقوق دانشگاه مفید

2 کاندیدای دکتری حقوق بین‌الملل عمومی ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قم

doi
10.22066/cilamag.2024.2031515.2581
چکیده

دیوان بین‌­المللی دادگستری، مهم­ترین نهاد بین‌المللی در زمینۀ رسیدگی به اختلافات میان دولت‌هاست و هدف اصلی آن، حل و فصل اختلافات دولت‌ها در قضایای ترافعی، و پاسخ‌دادن به سؤالات نهادهای دارای صلاحیت در قالب نظر مشورتی است؛ ضمن اینکه توسعۀ حقوق بین‌الملل جزو تبعات اشتغال قضایی دیوان است و آرای دیوان نیز گاهی به حمایت از آن می‌پردازد. دیوان در فرایند رسیدگی به دعاوی غالباً از دو رویة شکل‌گرایی(فرمالیسم) حقوقی و واقع­‌گرایی بهره می‌برد، ولی اتخاذ هر یک از این رویه­ها، تبعاتی را بر فرآیند رسیدگی و به تبع آن، عرصة حقوق بین‌­الملل همراه دارد. پژوهش حاضر در صدد است تا پیامد گرایش دیوان به هریک از این رویه­ها بالاخص شکل‌گرایی حقوقی را بررسی کرده و به آثار و نتایج آن بپردازد. نتایج پژوهش نشان می­دهد که امتناع از احراز صلاحیت به‌طور فزاینده­ای مشروعیت و اثربخشی دیوان را به­عنوان برترین نهاد قضایی جهان به سبب سلب فرصت‌های موجود در زمینه توسعه حقوق بین‌الملل و نیز تأثیرپذیری از واقعیات سیاسی تضعیف می­کند، چرا که شکل‌گرایی حقوقی باعث ناپویایی، عدم انعطاف و سیاسی­کاری دیوان می‌شود؛ لذا ضروری است دیوان برای غلبه بر ملاحظات سیاسی، با استناد به اصل ماوروماتیس و اتخاذ رویکرد واقع‌گرایی، در گسترش حقوق بین­‌الملل مؤثر باشد.