«بنیادگرایی» اسلامی و بدیل‌های مفهومی آن

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری جامعه شناسی

2 عضو هیأت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

doi
10.22034/jsi.2020.244318
چکیده

گاه برخی مفاهیم از فرط استفاده در حوزه‌های مختلف، کشسان­شده و قدرت توضیح­دهندگی خود را از دست می‌دهند و به­جای توضیح واقعیت، خود به حجاب واقعیت تبدیل می­شوند. درباره مفهوم بنیادگرایی چه می­توان گفت؟ آیا این مفهوم، توضیح­دهنده آن­چه که بنیادگرایی خوانده می­شود، است یا باید از مفاهیم جایگزین استفاده نمود؟ آیا مفهوم بنیادگرایی را خارج از خاستگاه آن که آمریکای پروتستانِ قرن بیستم است می­توان به­کار برد؟ در پاسخ به این سوالات، دو گروه موافق (قائلان به کفایت مفهوم بنیادگرایی) و مخالف (قائلان به عدم کفایت) وجود دارند. لارنس، ریزبروت، آلتمیر، سامرز، شوارتز و لیندلی جزء دسته اول و از معتقدان به تعریف بنیادگرایی بر اساس تشابهات در ادیان و فرهنگ­های مختلف هستند. در مقابل، قائلان به عدم کفایت مانند روتون، هانتر، سعید، بروینسن و فریدمن منتقد استفاده از بنیادگرایی در سایر فرهنگ­ها و ادیان بوده و به­دنبال جعل معادل برای این مفهوم هستند. یکی از این فرهنگ‌ها و ادیان، جهان اسلام و دین اسلام است. کاربرد اصطلاح بنیادگرایی در زمینه اسلامی چگونه ارزیابی می­شود؟ و چه معادل­هایی را برای بنیادگرایی در جهان اسلام می­توان پیشنهاد داد؟ جهت پاسخ به این سوال با 18 متخصص­، مصاحبه به­عمل آمده و از خلال تحلیل محتوای این مصاحبه­ها مفاهیم نص­گرایی، افراط­گرایی، اصول­گرایی، اسلامیسم، رادیکالیسم و جزم­گرایی به­عنوان معادل­های بنیادگرایی اسلامی به­دست آمده که پس از نقد و بررسی آن­ها سه مفهوم «سلفی جهادی»، «نص­گرایی جهادی» و «نص­گرایی تکفیری» به­عنوان معادل­های کم و بیش نزدیک به بنیادگرایی اسلامی، پیشنهاد گردیده­اند.