بازخوانی افلاطونی سوژه در فیلم سینمایی گاو، ساختۀ داریوش مهرجویی
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزشی علوم اجتماعی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکترا گروه علوم ارتباطات، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار گروه علوم ارتباطات، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 استادیار گروه آموزشی علوم ارتباطات، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/jsi.2020.244319چکیده
گذر از تاریکی بهسوی روشنایی تمثیلی زیبایی است که گذشتگان برای توصیفِ توسعۀ ظرفیتهای انسانی بهکار بردهاند. ظرفیتهای بالقوهای که امکان بالفعل شدن نیافته یا اینکه توسط خود آدمی سرکوب شدهاند. تمثیل غار در اندیشه افلاطون مبتنی بر همین گذار از تاریکی به روشنی بوده است و درواقع این تمثیل توصیفی متعالیتر از وضعیت انسان را به نمایش میگذارد. فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی نیز نوعی از تحولات انسانی را به تصویر میکشد. توصیف آدمی که بر مرز روشنی و تاریکی در حال حرکت است و به ناگاه به درون جهان تاریکیها پرتاب میشود. هدف از انجام این مقاله خوانش دوبارهای بر فیلم گاو بوده و تبیین الگوهای انسان شناسی آن است. روش تحلیل محتوای کیفی تکنیکی بوده که برای کسب این مفاهیم انتخاب شده است. در پایان الگوهای انسانشناسی یافتهشده نشان میدهند که گذر به حقیقت متعالیتر و جامعهپذیری مطلوب مبتنی بر الگوهای فرهنگی بلندمدت و تدریجی است.