تحلیل کهنالگویی آرمانشهرگرایی و سیر الگووارههای ادبیات آرمانشهری در ادب کلاسیک ایران
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jlcr.2016.59114چکیده
ادبیات آرمانشهری از حیث محتوا، دربرگیرندۀ آرزوی تحقق جهانی با شرایط بهتر و آرمانی (آرمانشهر) یا حاوی تصور جهانی مطلوب و در عین حال انتزاعی (ناکجاآباد) است. این نوعِ ادبی، بر مبنای انگیزۀ اصلی واحدی که نوستالژی و آرزوی بازگشت به خاستگاهی ازلی است، و با توجه به پارادایمهای فکری شکلدهنده به آنها، ساختهای مشخصی را شکل دادهاست. در خاستگاهشناسی و تحلیل کیفی نوع ادبیات آرمانشهری. احساس نوستالژی و وحشت از تبعید به دنیای خاکی (لغزیدن به سطح خودآگاهی) و تصویر کهنالگویی شهر آرمانی و بهشت زمینی، عوامل اصلی شکلدهنده به این نوع است. این شهر، ساختی کهنالگویی (مشابه پردیس آسمانی) در روایات اساطیری، ساختی فانتزی در روایات مذهبی و عامیانه، ساختی تمثیلی در ادبیات تعلیمی، ساختی رمزی در ادبیات عرفانی دارد. در این جستار، ضمن مرور و طبقهبندی الگویی این گونۀ ادبی، انواع آن در سه زمینۀ آرمانشهر اساطیری، آرمانشهر فلسفی، آرمانشهر روایی ـ تعلیمی، و نمودهای هر کدام از این الگووارهها در فرهنگ ایرانی و ادبیات کلاسیک فارسی بررسی شدهاست.