نظریه انباشت وقایع در توسل به دفاع مشروع بینالمللی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل عمومی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
2 دانشیار گروه حقوق، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.
3 استادیار، گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمانشاه، کرمانشاه، ایران
doi
10.22066/cilamag.2023.706167چکیده
ماده 51 منشور ملل متحد، حق استفاده از زور دولتها در دفاع از خود را «در صورت وقوع حمله مسلحانه» تا زمانی که شورای امنیت اقدامات لازم را انجام ندهد، حفظ میکند. عموماً عقیده بر این است که توسل به زوری که موجد حق دفاع از خود باشد، باید زور مسلحانه شدید و غیرقابل پیشگیری باشد که بتواند دفاع از خود را برای دولت قربانی توجیه کند. در تأیید این موضوع، دیوان بین المللی دادگستری وجود آستانه تمایز بین «شدیدترین اشکال» و «اشکال کمتر شدید» در استفاده از زور مسلحانه را تأیید کرده است اما نظریه انباشت وقایع، بیانگر مجموعهای از وقایع جزئی است که با هم جمع شدهاند تا اینکه به آستانه تخاصم مسلحانه میرسند. در واقع این نظریه، آستانه شدت مورد نظر دیوان را ندارد. با این حال، برخی از دولتها برای توجیه حق دفاع مشروع از خود، به این نظریه توسل جستهاند. این نوشتار به این نتیجه رسیده است که نشانههایی وجود دارد که حملات تروریستی فراملی، دولتها را با مشکل جدی مواجه کرده است؛ در نتیجه، تمایل به پذیرش این نظریه را که قبلاً از حمایت کمی برخوردار بود، تا حدودی ایجاد کرده است.