تحلیل و مقایسة پیرنگ خسرو و شیرین نظامی و یوسف و زلیخای جامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی محض دانشگاه تبریز
2 دانشیاردانشگاه تبریز
doi
چکیده
یکی از محوریترین عناصر داستان که طرح کلّی داستان بر اساس آن شکل میگیرد، پیرنگ است. در شناخت عناصر داستان، شناسایی عوامل مؤثّر بر انسجام پیرنگ و انطباق آن با عناصر داستانی اجتنابناپذیر است. حیاتیترین وجه پیرنگ، تحلیل شبکۀ علّی و معلولی در طول محور عمودی داستان است؛ به هر میزان که این شبکه در بافت داستان نفوذ داشته و پیشبرد داستان را بر عهده داشته باشد، طرح داستان از انسجام بیشتری برخوردار است. در پژوهش حاضر، با تحلیل دو متن داستانی خسرو و شیرین نظامی و یوسف و زلیخای جامی- که متأثّر از آن است-، پس از انطباق عناصر پیشبرندۀ طرح داستان مشخّص گردید که پیرنگ داستان یوسف و زلیخا بهعلّت وجود شبکۀ گستردۀ علّی و معلولی و بسامد زیاد حوادث و اعمال داستانی از انسجام بیشتری برخوردار است، درحالیکه متن داستانی خسرو و شیرین به دلایل: حجم زیاد عنصر گفتگو، تعدّد اتّفاقات تصادفی، وجود حوادث به دور از واقعیّت که عنصر حقیقتمانندی داستان را به پایینترین سطح کشانده است، تعداد زیاد ابیات حاشیهای که با متن داستان بیارتباط است، عدم وجود حالت تعلیق در متن داستان و... دارای پیرنگ گسستهای است.