روششناسی به مثابه اعمال آموزههای مکتبمحور بر موقعیتهای عینی در حقوق بینالملل
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدة حقوق دانشگاه شهید بهشتی، قاضی دیوان داوری دعاوی ایران ـ ایالات متحده
2 دکتری حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22066/cilamag.2023.701461چکیده
پژوهش در حقوق بینالملل، ممزوج با الگوهای فکری نهادینهشده و گاه نااندیشیده است که در ذهن پژوهشگر، بدیهی جلوه میکند. روششناسی، ابزاری برای انتخاب آگاهانة الگوی تفکر علمی و عرضة استدلال معتبر بر اساس آن چارچوب است. ازجمله دلالتهای مفهومی تقریباً ناشناختة روششناسی در ادبیات دانشگاهی کشور، کاربرد این مفهوم به مثابه «اعمال آموزههای مکتبمحور بر موقعیتهای عینی» است. در این مقاله، متعاقب تبیین دریافتهای کلاسیک از مفهوم روششناسی، به تبیین محتوا و امتیازات کاربرد روششناسی به مثابه اعمال آموزههای مکتبی پرداخته میشود تا از این رهگذر، زمینهای برای ترغیب دانشپژوهان ایرانی به اتخاذ رویکردهای روششناسانة مکتبمحور در پژوهشهای حقوقی فراهم شود. افزون بر مورد فوق، با ارائة نمونة آماری در خصوص جایگاه روششناسی تحقیق در رسالههای دکتری دانشگاههای دولتی تهران، یافتههایی ارائه میشود که بر اساس آن میتوان اظهار داشت در عالیترین پژوهشهای دانشگاهی کشور نیز مقولة روششناسی از مرتبت شایستهای برخوردار نیست.