ارزیابی مقایسهای الگوریتمهای تصمیمگیری چند معیاره WLC، OWA، VIKOR و MABAC در پهنهبندی خطر زمینلغزش مطالعه موردی: حوضه گیویچای استان اردبیل
نویسندگان
1 دانشیار ژئومورفولوژی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 دکتری ژئومورفولوژی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22059/jphgr.2022.333658.1007656چکیده
هدف از این پژوهش پهنهبندی حوضة گیویچای، واقع در استان اردبیل، به لحاظ رخداد زمینلغزش، با استفاده از الگوریتمهای تصمیمگیری چندمعیاره است. در این راستا عوامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، لیتولوژی، کاربری اراضی، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه و بارش بهعنوان متغیرهای تأثیرگذار بررسی شدند. نخست، لایههای اطلاعاتی معیارها در GIS تهیه شد. ارزشگذاری و استانداردسازی لایهها با استفاده از تابع عضویت فازی و وزندهی معیارها با بهرهگیری از روش CRITIC انجام گردید. با توجه به اینکه در سالهای اخیر برای مطالعة زمینلغزش از روشهای MCDM استفاده فراوانی میشود، در این مطالعه نیز تحلیل و مدلسازی نهایی با استفاده از روشهای تصمیمگیری چندمعیارة WLC، OWA، VIKOR، و MABAC انجام شد. با توجه به نتایج مطالعه، بهترتیب عوامل شیب با وزن 16/0، لیتولوژی با وزن 15/0، و کاربری اراضی با وزن 13/0 در وقوع زمینلغزش حوضه بیشترین نقش را دارند. همچنین، طبق نتایج حاصله، بهترتیب، با توجه به الگوریتمهای WLC، OWA، VIKOR، و MABAC، 55/23، 66/07، 15/41، و 56/31 درصد از مساحت حوضه، در طبقة بسیار پُرخطر و 01/33، 95/36، 73/21، و 36/30 درصد در طبقة پُرخطر قرار دارند. با توجه به نتایج صحتسنجی، مساحت زیر منحنی ROC، برای روشهای WLC، OWA، VIKOR، و MABAC بهترتیب 72/0، 73/0، 85/0، و 76/0 محاسبه شد. بنابراین، دقت روشهای OWA، WLC، و MABAC خیلی خوب و دقت روش VIKOR عالی است. نتایج حاصل از پژوهش حاضر، با معرفی مناطق دارای احتمال وقوع بالای زمینلغزش، میتواند راهگشایی برای اعمال مدیریت بهتر و علمیتر مدیران و برنامهریزان ذیصلاح در این زمینه شود.