مدل سازی روابط بین مؤلفه های هوشمند سازمانی برای توسعه تعاونی های تولیدی روستایی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه مدیریت بازرگانی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی ، سمنان، ایران

2 دانشیار گروه مدیریت صنعتی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران

3 دانشیار گروه مدیریت، مرکز تحقیقات کارآفرینی، ایده پردازی و تجاری سازی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.

4 استادیار گروه مدیریت،واحد سمنان،دانشگاه آزاد اسلامی،سمنان،ایران

doi
10.30490/rvt.2023.356343.1410
چکیده

هوشمندکردن تعاونی­ های تولیدی روستایی برای مقابله با تغییرات شدید محیط کسب­ وکار و به­ منظور توسعه اقتصادی بسیار پراهمیت است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و مدل­سازی روابط بین مؤلفه­ های هوشمند سازمانی برای توسعه تعاونی­ های تولیدی روستایی است. تحقیق از منظر هدف، کاربردی و ازلحاظ ماهیت داده­ ها، آمیخته (کیفی-کمّی) است و در سال 1400 انجام شده است. بیست مؤلفه در بخش کیفی با روش داده ­بنیاد و کدگذاری از طریق ابزار مصاحبه نیمه­ ساختاریافته استخراج و سپس با روش دلفی فازی انتخاب شدند. روابط و سطح ­بندی مؤلفه­ ها در بخش کمی با روش مدل­سازی تفسیری-ساختاری انجام شد. جامعه تحقیق، خبرگان شامل مدیران وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت جهاد کشاورزی بودند که با روش نمونه­ گیری غیراحتمالی هدفمند و تکنیک گلوله برفی به تعداد دوازده نفر تا اشباع نظری انتخاب شدند. یافته ­های تحلیل داده­ ها نشان داد که مؤلفه ­های هوشمند­سازی در دوازده سطح در مدل قرار داشتند. مؤلفه­ های «قوانین»، «حمایت ­ها و مشوق­ های دولت»، «رقابت» و «ساختار» در هوشمندی سازمانی بیشترین قدرت هدایت را داشتند که در نهایت موجب بهبود «توسعه بازار» و «توسعه رقابت» در تعاونی­ های تولیدی روستایی خواهند شد. بنابراین، می ­توان با برنامه­ ریزی مناسب برای بهبود مؤلفه­ های دارای قدرت هدایت بیشتر، به اهداف توسعه تعاونی­ های تولیدی روستایی دست یافت.