نقد و بررسی قصّه گنبد سفید (بر اساس قصّه هفتم منظومه هفت پیکر حکیم نظامی گنجوی)
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری ادبیات فارسی دانشگاه یزد
doi
10.29252/kavosh.2010.2511چکیده
هفت پیکر حکیم نظامی گنجوی درباره سفر بهرام گور به تاریکی های درون و جستجوی آب حیات در تاریکی ظلمات است. این سفر با گنبد سیاه آغاز می شود و پس از عبور قهرمان از گنبدهای پنج گانه، به گنبد سفید منتهی می شود؛ هفت گنبد برابر با هفت اختر و هفت رنگ است که در آن هفت شاهزاده بانو که از هفت سرزمین جهان هستند، لباسی به رنگ هفت گنبد می پوشند و شباهنگام برای قهرمان قصّه (بهرام گور) می گویند. در واقع این قصّه ها، ترسیم خواب های هفت گانه وی است و همگی قابل تأویل و تفسیر هستند. در مقالة حاضر، ابتدا شکل قصّه هفتم منظومه هفت پیکر (قصّه گنبد سفید) و سازه های قصّه ای آن بر اساس کتاب ریخت شناسی قصه پریان بررسی شده است. سپس با دو رویکرد بررسی عناصر روساختی و عناصر زبرروایی به تشریح متن پرداخته شده است. آنگاه، پس از تشریح سازه های اسطوره ای و آیینی متن بر اساس ریشه شناسی قصه، عناصر و سازه های نمادین متن بر اساس نمادشناسی روانشناختی منطبق با الگوهای عرفانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نگارنده بر آن است تا با ارائة تحلیل و نقد روانکاوانه و ریشه شناسانه، جلوه های ناخودآگاه فردی شاعر و کهن الگوهای ناخودآگاه جمعی موجود در متن را از لابه لای عناصر و سازه های فراواقعی آن استخراج نماید تا علاوه بر روشن شدن پیام متن و زوایای پنهان آن، راهی جهت نقد و بررسی های بیشتر فراهم گردد.