الگوی ارزشآفرینی در کسب و کارهای روستایی بر پایه معنابخشی استراتژیک: مطالعه موردی کسب و کارهای کشاورزی و صنایع دستی آذربایجان غربی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه کارآفرینی، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 کارشناس ارشد گروه کارآفرینی، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30490/rvt.2021.354546.1359چکیده
هدف این پژوهش ارائه الگوی ارزشآفرینی در کسب و کارهای روستایی بر مبنای معنابخشی استراتژیک است. این پژوهش ازنظر روش توصیفی-پیمایشی و ازنظر ماهیت کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را صاحبان کسب و کارهای روستایی فعال در بخش روستایی جنوب آذربایجان غربی در حوزه دامپروری صنعتی، گلخانههای صنعتی، صنایع دستی و گلیمبافی نیمه صنعتی در سال 1399 تشکیل میدهند که پس از شناسایی تعداد آنها (265 مورد)، با استفاده از روش گرجسی-مورگان 155 مورد بهعنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شد. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه معنابخشی استراتژیک نیل و همکاران بوده که برای سنجش ارزشآفرینی کسب و کارها از اطلاعات طبقهبندی آنها با توجه به نحوه محاسبه بازده تقریبی استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل رگرسیون خطی چندمتغیره و مدل معادلات ساختاری درجه دوم انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد که چهار مؤلفه معنابخشی استراتژیک شامل ارتباطات درونی، ارتباطات بیرونی، گردآوری اطلاعات و دستهبندی اطلاعات حدود 4/43 درصد از متغیر ارزشآفرینی را پیشبینی میکنند. بهعنوان نتیجه، کسب و کاری که به محیط خود آگاه است و از طرفی، انتقال اطلاعات و ارتباطات درون کسب و کار به طور مناسبی جریان دارد، در خصوص خلق ارزش در شرایط بهتری قرار دارد.