بررسی نقش های معنایی جملات پرسشی و امری در قصاید خاقانی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
doi
10.29252/kavosh.2010.2498چکیده
قصاید خاقانی حاوی مضامین متعددی چون مدح، منقبت و موعظه و پند است که در برخی جنبه ها ممکن است با هم متضاد به نظر برسند؛ اما مسلم است گوینده واحد، آن هم گوینده ای دقیق و ماهر چون خاقانی، دارای اندیشه واحد و منسجم است و میان زبان و اندیشه او پیوند تام وجود دارد، برای دست یابی به کیفیت این پیوند، با توجه به اهمیتی که جمله در دانش معانی دارد، جملات انشایی قصاید خاقانی مورد بررسی قرار گرفته است. انتخاب جمله انشایی از آن جهت است که در آن احتمال صدق و کذب وجود ندارد، چون جمله انشایی از مساله یا حادثه ای بیرونی خبر نمی دهد، بلکه بیانگر اندیشه و قصد و غرض گوینده است. جمله های انشایی شامل پرسش، امر و نهی بر اساس دو مقوله دستوری و معنایی استخراج شده است. مواردی که جمله های انشایی در معنی اصلی خود به کار رفته بسیار کم و معدود است، در عوض مواردی که این جملات در معنی ثانوی خود به کار رفته است، چند برابر است؛ بدین سبب بر اساس نقش های معنایی که گوینده از این جملات در بافت ابیات لحاظ کرده، است آنها ذیل مقولات معنایی طبقه بندی شده اند و بر اساس جدول های آماری مقولات معنایی، بسامد این مقولات توجیه و تحلیل شده اند تا شیوه و قصد خاقانی از سرودن مضامین متعدد روشن شود.