بوطیقای قصّه های رمزی در غزلیّات شمس

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه ایلام

doi
10.29252/kavosh.2009.2470
چکیده

مولانا در غزل نیز قصّه پردازی کرده است. این قصّه ها دارای انواع گوناگونی هستند. بخشی از این قصّه ها مربوط به احوال، مکاشفات و مشاهدات عرفانی مولاناست. ازاین رو این نوع قصّه ها به صورت رمزی و در هاله ای از ابهام و رازگونگی شناور هستند و ماهیتی رمزی دارند. این قصّه ها دارای یک ساختار کلّی و واحد به صورت یک اَبَرقصّه هستند. شناخت این ساختار راهی است برای تحلیل ساختار ذهنی مولانا. در این ساختار کلّی (ابر قصّه) ابتدا با ورود یکی از اشخاص اصلی قصّه (عاشق یا معشوق) در جایی، شکل می گیرند و به دنبال آن بین عاشق و معشوق دیدار و ملاقات روی می دهد. به دنبال دیدار و ملاقات یکی از چهار کنش یا عمل زیربنایی شراب نوشی، دیدن احوال شگفت و غیره منتظره، گفتگو و دردمندی و علاج و درمان درد می آید. هر کدام از این کنش ها به نوبة خود نتایج و پیامدهایی به دنبال دارند که پس از ذکر آنها قصّه به پایان می رسد. نمودار کلّی این قصّه ها به این صورت است: نتیجه و پیامد -یکی از اعمال زیربنایی چهارگانه دیدار و ملاقات- ورود 1- شراب نوشی 2- دیدن احوال شگفت 3- گفتگو 4- دردمندی و علاج درد این ساختار در واقع بیانگر اشتیاق و آرزوی مولانا برای دیدار و ملاقات شمس به عنوان نمودی از ذات حق و در نهایت اتّصال و اتّحاد مولانا با منشأ و مبدأ عالم هستی است.