رویکردهای پنج گانه در خیّام شناسی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه شیراز

2 استادیار دانشگاه شیراز

doi
10.29252/kavosh.2009.2472
چکیده

دیر زمانی از مرگ خیّام نگذشته بود که دیدگاه های متفاوت و حکایت ها و افسانه های متناقضی دربارة زندگی و شخصیت خیّام پدید آمد. برای نمونه در آثاری مانند تتمة صوان الحکمه، تاریخ الحکما، مرصاد العباد و ... می توان بخشی از این دیدگاه های گوناگون و گاه متضاد را دید. این تناقض ها در سدة چهاردهم به گونه ای بسیار آشکارتر در پژوهش های محققان دربارة خیّام دیده می شود. در این مقاله کوشش شده، با در نظر گرفتن دو محور اساسی (اندیشه و شخصیت) در همة آثار پدید آمده دربارة خیّام رویکردهای متفاوت در زمینة خیّام شناسی بررسی شود. به طور کلی می توان پنج رویکرد زیر را معرفی کرد: 1- رویکردی که صادق هدایت آغازگر آن بود؛ 2- رویکردی که با محمد علی فروغی و قاسم غنی شروع شد؛ 3- رویکردی که با اثر صدیقی نخجوانی زیر عنوان خیام پنداری آغاز شد؛ 4- رویکردی که با عباسعلی کیوان قزوینی در ایران پدید آمد. 5-رویکردی که ف. دوبلوای فرانسوی آن را زیر عنوان «چهره ای داستانی از خیّام» ارایه داد.