تحلیل داستان دقوقی از مثنوی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه گلستان

2 استادیار دانشگاه گلستان

doi
10.29252/kavosh.2008.2429
چکیده

داستان دقوقی رویارویی عارفی اهل سلوک با تجربه ای شهودی است. دقوقی خود مقصودش را از این سفر، دیدار خورشید در ذره و شهود نور می ­داند و سفرش را با ترک سیر جسمانی آغاز می­ کند. رویدادهای حیرت انگیزی که در این سفر پیش می­ آید همچون بی هوشی های پیاپی دقوقی از فرط حیرت و از نگریستن به «تبدیل های» اشیا به یکدیگر سبب می شود که این سفر را سفری آشنا نینگاریم و در پی معانی در بطن وقایع باشیم. پس از تحلیل داستان به کمک تبیین رمزها و سمبل ها از طریق بینامتنیت، در پی نزدیک شدن به معنای متن هستیم. این داستان که حاصل کشف و شهود عرفانی مولوی یا تجربه عارفی دیگر است، بیانی دیگر از همان تجربه ای است که در آن همة کثرت ها به یک وحدت باز می­ گردد. شواهد فراوانی نیز از شباهت های این داستان با حالات موسی در دیدار نور و درخت وجود دارد. با درنگ بر مضمون این داستان، می توان ریشه های سنت فلسفی و عرفانی را چون وحدت و کثرت، مراتب عالم، وحدت وجود و ... در آن جست. داستان دقوقی صورت تجربه شده و عملی آن آموزه هاست که فیلسوفان و عارفان در کتابها گنجانده اند و دقوقی در عالم مثال یا هورقلیا تجربه کرده است.