روان‌شناسی شخصیت در تاریخ بیهقی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.29252/kavosh.2008.2404
چکیده

تاریخ بیهقی، صحنه نمایش شخصیت ­های متعدد، متفاوت و گاه ضد و نقیضی است که هر خواننده ­ای با خواندن حوادث آن می­ تواند تصویری از شخصیت خود را در آن جستجو کند. شاید تاریخ نیز چیزی جز تکرار این تیپ­ های شخصیتیِ آفریننده حوادث مشابه در پهنه روزگار نباشد. افراد با صلابتی چون حسنک وزیر، عبدالله زبیر در اوج استقامت، جوانمردی و شجاعت چه تیپ شخصیتی را به خود اختصاص می­ دهند که دقیقاً نقطه مقابل افرادی چون بوسهل زوزنی قرار می­ گیرند که با یک نوسان شخصیتی عرصه را بر دیگران تنگ می­ کنند؟ و چگونه بعضی از شخصیت­ ها چون سبکتگین پس از تحمل یک زندگی بسیار طاقت فرسا تحت سیطره نظام برده­ داری، با دیدن یک رؤیای صادقه از حضیض ذلّت به اوج عزّت و سربلندی نایل می ­گردند؟ توصیف بسیار دقیق و نقادانه بیهقی در شخصیت­ پردازی این گمان را در ذهن مخاطب تقویت می­ کند که گویی وی بیش از هر چیز در اثر خود به «روان شناسی شخصیت» پرداخته است. اشاره به بعضی از نظریه­ های شخصیت از دیدگاه آبراهام مزلو، کارل گوستاویونگ، اریک فروم و آلفرد آدلر تحلیلی اجمالی از تأثیر محیط یا وراثت در شکل­ گیری شخصیت و جستجوی منشأ تضادهای شخصیتی از جمله انگیزه­ های پژوهشی نگارنده این نوشتار است.