بازخوانی داستان شیخ صنعان
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تربیت معلم آذربایجان
doi
10.29252/kavosh.2008.2408چکیده
یک داستان منظوم عرفانی را عمدتاً از دو راه می توان تأویل کرد: 1. بررسی لایه های زبانی و عناصر باژنما به عنوان عناصر رمزی 2. بررسی هدف، غایت و درونمایه داستان. داستان شیخ صنعان مانند هر متن عرفانی، رمزی و شاعرانه از نظر زبانی دارای عناصر باژنماست؛ یعنی شاعر مصطلحات و الفاظی را به کار می برد و معنای معکوس آنها را از حیث ممدوح یا مذموم بودن اراده می کند مانند «خمرنوشی و زناربندی» در معنای ممدوح و «ایمان و مصحف خوانی و خرقه پوشی» در معنای مذموم. این داستان همچنین از حیث غایت و درونمایة داستانی نیز مبتنی بر یکی از مشهورترین موضوعات عرفانی یعنی «حرکت، سلوک و سفر روحانی و اسفار اربعه» است. هر چهار سفر عرفانی (1. من الخلق الی الحق 2. بالحق فی الحق 3. من الحق الی الخلق بالحق 4. بالحق فی الخلق) به طور کامل در داستان شیخ صنعان قابل تطبیق است.